امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

برف بهمن ماه

سلام عزیزم نمی دونی داره چه برفی می باره من که به وجد اومدم از ذوق  ایشالله سال دیگه با چشمای قشنگت برفو ببینی  راستی عزیزم حالا دیگه تقریبا مطمئن شدم که پسر باش آخه خانم دکتر گفت اون دکتر سونو که رفتی پیشش هیچ وقت جنسیت بچه ها رو نمیگه و همیشه میگه احتمال خیلی ضعیف و به منم گفت احتمال خیلی ضعیف پسر باشه  التبه خودت هم میدونی برای ما فرقی نداره فقط خوشگل و سالم و سر حال باشی عزیزم  حالا میخوام عکسهای سونوگرافیتو واست بزارم که بعدا خودت ببینی               عزیزم این سونو مربوط به وقتی میشه هنوز قلب نازنینت تشکیل نشده بود و منو ترسوندی    عز...
28 بهمن 1392

سونو 15 هفتگی

سلام جوجوی مامان  خیلی خوشحالم که سالم و سر حالی آخه نه وزنم بالا میرفت نه تو تکون میخوردی نه شکم در می آوردم البته یه کوچولو در آوردم ولی وقتی سونو دادم و گفت حال بچت خوبه خیلی خوشحال شدم  ولی جوجوی شیطون من قربون اون قد و بالات چرا پشتت رو کردی که این همه آدم تو خماری این بمونن جنسیتت چیه شیطون بلا  راستش من و بابات وقتی فهمیدیم سالمی و همه چی طبیعیه ار خوشحالی تو مطب زدیم زیر خنده همه نگامون میکردن و لبخند میزدن  خالت می خواست حرس بابا رو درآره زنگ زد میگفت قورباغه قورباغست دیگه جنسیتش چه فرقی داره   نمی دونه ما یه فرشته داریم           عزیزم برا من و بابا و مامان بزرگ و...
26 بهمن 1392

آستانه 15 هفتگی

سلام جوی جوی من سه شنبه این هفته میشی ١٥ هفته  احتمالا یکمی از لیمو ترش بزرگتر شدی عزیزم یکی از گرفتاریام فکر کنم حل شد البته مطمئن نیستم اینقدر از صبح تا الان آیت الکرسی و ناد علی خوندم که نگو امیدوارم حل شده باشه آخه مردم از استرس هر چند استرس برات خوب نیست منو ببخش عزیزم  ای کاش زودتر حقوق بدن مردیم دیگه بابا البته الان زنگ زدم امور مالی گفتن سندشو زدیم مونده امضا وزیر خان  و این هفته پرداخت میشه  خدایا شکرت ...
20 بهمن 1392

14 هفتگی

سلام عزیز دلم فردا میشی ١٤ هفته عزیزم توی اینترنت خوندم الان ٨ سانتی و اندازه یه لیمو ترشی وای چه کوچولویی  عزیزم زود زود بزرگ و شو تا بشی نه ماه میخوام ببینمت و ماچت کنم   برای مامان خیلی دعا کن از خدا بخواه کمکم کنه خیلی نگرانم   وای که داره چه برفی می باره  خدا رو شکر  خدایا به همین رحمتت قسمت میدم کمکم کن جز تو کسی رو ندارم کمکم کنه این کار فقط از تو بر میاد. خدایا دوست دارم بخاطر این نعمتی که بهم دادی دوست دارم عزیزم ...
14 بهمن 1392

3 ماهگی

سلام عسیسم  حس میکنم شکمم بالا اومده خیلی نگران بودم چرا شکم ندارم نکنه خدایی نکرده زبونم لال چیزی شده و رشد نمیکنی ولی حالا خدا رو شکر یه خورده کوچولو شکم درآوردم معلوم میشه سسالم و سر حال رو رشدی  هفته دیگه سونو میدم و میتونم صدای قلب نازنیتو بشنوم و ببینمت  به بابایی گفتم برات وبلاگ درست کردم ولی متاسفانه فرصت دیدن ولاگتو نداره ولی حتما یه سر میزنه به وبلاگت. راستی بابایی فردا ساعت ده آخرین امتحانشه براش دعا کن نمره خوبی بیاره  وروجکم مامانت هم ارشد قبول شده ولی متاسفانه نمیتونم برم  آخه یه شهر دیگه قبول شدم و نمیتونم کارمو ول کنم و البته شهریش هم خیلی بالاست  بیخیال دوباره امتحان میدم تا اون موقع تو ...
9 بهمن 1392

سیزده هفته

هشتم این ماه میشی سیزده هفته عزیزم ولی دکتر نوبت 15 ام رو داده شاید همون موقع سونو رو هم بنویسه عزیزم برای مادرت و پدرت دعا کن بابا امتحاناش شروع میشه دعا کن نمره خوب بیاره  برا منم دعا کن عزیزم  منم برا سلامتیت دعا میکنم دوست دارم عزیزم ...
5 بهمن 1392

بدون عنوان

سلام جوجوی مامان چطوری عسیسم دل تو دلم نیست  که بفهمم دخملی یا پسمل که واست اسم انتخاب کنم دیروز شدی ١٢ هفته عسیس دلم     خیلی دوست دارم زود تر دنیا بیای و بغلت کنم حس میکنم از قبل بودی و حالا مدتیه که رفتی جایی و دلم برات خیلی خیلی تنگ شده  ایشالله سالم و سر حال باشی قربونت بشم  مامان خیلی دوست داره ...
2 بهمن 1392

11 هفتگی

سلام جوجوی من  قند عسلم فردا میشی ١١ هفته  البته باید فردا مرخصی بگیرم و برم یه سری آزمایشات انجام بدم هر چند باید هفته یش این ۀزمایشا رو انجام میدادم ولی خوب نتونستم مرخصی بگیرم   راستی  گل بوته باغم امروز تولد باباییه هنوز براش کادو نگرفتم  نمیدونم چی بگیرم بعد از ظهر میرم بازار ببینم چه پیدا میکنم  ائضاع بدی داریم با این بی پولی و گرونی حقوق این ماه منم که ندادن  جوجوی من تو که نوز دنیا نیومدی شاید هنوز روحت پیش خدا باشه و زمین نیومده از خدا برامون بخواه اوضامونو روبراه کنه مخصوصا کار منو  و البته کار دست و حسابی هم برا بابات پیدا بشه طفلی خیلی زجر میکشه کارش خیلی سخته  ولی خدا بزرگه توک...
23 دی 1392

ده هفتگی

سلام جوجوی نازم امروز شدیم ١٠ هفته و یک روزیعنی  ٧١روز الان دیگه همه فهمیدن ما سه تا شدیم حالت تهوع ام هم بهتر شده البته با قرصایی که دکتر بهم داد  کاش این هفت ماه باقی مونده هر چه زودتر تموم بشه آخه عزیزم انتظار خیلی سخته دوست دارم عجیجم برا سلامتیت دعا میکنم ...
18 دی 1392